اِستوری
افزایش اطلاعات در هر زمینه ای
about


این سایت برای راحتی کار شما دوستان ساخته شده است . برای بهبود ، لطفا نظر بذارید ممنون ...

Admin : HMD
نویسندگان
چهارشنبه 5 آبان 1395

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی

پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب

مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود

پس از ساعتی او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت

که زنی به وی نزدیک می شود

زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید:




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان عبرت آموز و پند آموز، 
برچسب ها : داستان کوتاه انسان بزرگ، داستان کوتاه آموزنده، داستان کوتاه انگلیسی، داستان کوتاه از بزرگان، داستان کوتاه بزرگان، داستان های کوتاه بزرگان، داستان کوتاه آموزنده از بزرگان،
لینک های مرتبط :

روزی رسول خدا (ص) نشسته بود

عزراییل به زیارت آن حضرت آمد

پیامبر(ص) از او پرسید : ای برادر

چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی

آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت :



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان دینی و مذهبی، 
برچسب ها : داستانک، داستانی آموزنده، داستان دلسوزی عزارییل، داستانی خواندنی،
لینک های مرتبط :
می گویند حضرت سلیمان زبان همه جانداران را می دانست ، روزی از خدا خواست تا یک روز تمام مخلوقات خدا را دعوت کند .

از خدا پیغام رسید ، مهمانی خوب است ولی هیچ کس نمی تواند از همه مخلوقات خدا یک وعده پذیرائی کند .

حضرت سلیمان به همه آنها که در فرمانش بودند دستور داد تا برای جمع آوری غذا بکوشند و قرارگذاشت که فلان روز در ساحل دریا وعده مهمانی است           

روزی که مهمانی بود به اندازه یک کوه خوراکی جمع شده بود . در شروع مهمانی یک ماهی بزرگ سرش را از آب بیرون آورد و گفت : خوراک مرا بدهید .

یک گوسفند در دهان ماهی انداختند . ماهی گفت :






ادامه مطلب


نوع مطلب : قصه ما مثل شد، داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان دینی و مذهبی، داستان عبرت آموز و پند آموز، 
برچسب ها : داستان حضرت سلیمان، عظمت حضرت سلیمان در قالب داستان، ماهی بزرگ، میهمانی حیوانات، ماهی بزرگی که هنوز دو قورت و نیمش باقیست، ضرب المثل ایرانی،
لینک های مرتبط :

کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.   یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که  این مبلغ اضافی بعنوان انعام به گارسون می رسید

اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان عبرت آموز و پند آموز، 
برچسب ها : داستان آموزنده، داستان جالب نقاش، داستان کمال الملک، قاجاریه، مسافرت رفتن کمال الملک،
لینک های مرتبط :
علامه محمدتقی جعفری (رحمه‌الله علیه) می‌فرمودند: عده‌ای از جامعه‌شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟ برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان دینی و مذهبی، داستان عبرت آموز و پند آموز، 
برچسب ها : ارزش انسان، ارزش انسان به چیست، حضرت علی، اعتقاد جامعه شناسان درمورد ارزش انسان، ارزش انسان به آن چیزی است که آنرا دوست میدارد،
لینک های مرتبط :
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می‌گذشت. در راه به عبادتگاهى رسید که عابدى در آنجا زندگى می‌کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان دینی و مذهبی، داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، 
برچسب ها : داستان حضرت عیسی، هیچوقت متکبر و مغرور نباشید، خداون همگان را میبخشد، حضرت عیسی و عابد، جوان گناهکار، ترس از خدا، توبه،
لینک های مرتبط :
شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر فراری شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا فرار کرده بود لذا



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، داستان دینی و مذهبی، داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان عاشقانه، 
برچسب ها : داستان طلبه و دختر شاه عباس، طلبه ای که با دختر شاه عباس در یک اتاق خوابید، نفس امار نتوانست بر طلبه چیره شود، دختری که در اتاق با زلبه خوابید، دختری نا محرم و طلبهای جوان، ازدواجدختر شاه عباس با طلبه، نفس اماره نتوانست طلبه را وادار به انجام کاری کند،
لینک های مرتبط :
در قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خرافه های دینی که کشیش ها به وجود آورده بودند ، شدت گرفته بود و راهب ها به قدرت رسیده بودند... کشیش ها بهشت را به مردم می فروختند!! مردم نادان هم در ازای پرداخت کیسه های طلا ، دست نوشته ای به نام سند دریافت میکردند!!

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد ، نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان طنز و خنده دار، داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، 
برچسب ها : داستان کوتاه، داستانک، کشیش، کلیسا، عبرت آموز، داستان خواندنی، داستان مارتین لوتر در کلیسا،
لینک های مرتبط :
پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.

با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.

فرمانده هان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:...


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان شخصیت هاى بزرگ و تاریخى، 
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان جالب، داستان عبرت آموز، داستانک، الکساندر، داستان پندآموز،
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه