اِستوری
افزایش اطلاعات در هر زمینه ای
about


این سایت برای راحتی کار شما دوستان ساخته شده است . برای بهبود ، لطفا نظر بذارید ممنون ...

Admin : HMD
نویسندگان
ﭘﺎﺩﺷﺎﮬﯽ ﮬﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺑﺎ ﺍسب ﻭﺗﯿﺮﻭﮐﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑه ﺷﮑﺎﺭ ﻭ در راه ﮬﺮ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺵ ﻗﯿﺎﻓه ﺭﺍﮐه ﺍﻭﻝ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﺑه ﺍو ﺍﻧﻌﺎﻡ ﻣﯿﺪﺍﺩ
ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﻗﺼﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺪ ﺑﺎﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻓﻘﯿﺮ ﻭﺍﯾﻨﮑه ﺯﯾﺎﺩﮬﻢ ﺧﻮﺵ ﻗﯿﺎﻓﮧ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ ﮬﻤﯿﻦ ﮐه ﺍﻭﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﯾﺪ ﻭﺗﺎ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻭﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﻨﺶ ﺩﺭﺯﻧﺪﺍﻥ .



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان دینی و مذهبی، 
برچسب ها : پادشاه، فقیر، خوش قیافه و بد قیافه، هیچکس بر دیگریبرتری ندارد، داستان جدید، جالب، فان،
لینک های مرتبط :
روزی از روزها دو تا کور در کوچه‌ای نشسته بودند و گدایی می‌کردند. از قضا پادشاه همراه وزیرش از آن کوچه می‌گذشت. پادشاه وقتی که کورها را دید، درنگ کرد. آن وقت به وزیرش گفت: از این‌ها بپرس، کار شما را چه کسی باید درست کند؟!
وزیر به کورها گفت: کار شما را چه کسی باید درست کند؟!
کور سمت راست گفت: خدا.
کور سمت چپ گفت: پادشاه.
وقتی پادشاه همراه وزیرش به قصر خود برگشت، دستور داد، مرغی را بپزند و توی شکمش را از جواهر پر کنند و ببرند به کور سمت چپ بدهند.

ادامه مطلب را در استوری دنبال کنید ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان عبرت آموز و پند آموز، داستان دینی و مذهبی، 
برچسب ها : مرغ سرخ کرده، مرغی پر از جواهر، مرغ، پادشاه، خدا، وزیر، داستان عبرت آموز،
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه